حالا دارم با امیر حسین منچ بازی میکنم(امیر حسین ۶ سالشه-علیرضا ۸سالشه)بعد مثلا باید با ۸ تا مهره بازی کنیم با چهار تا بازی کردیم.دو تا اون دو تا من!بعد من دو تاشو بردم تو خونه!میگه نه باید مرتب و پشت سر هم باشه.حالا مرتب کردم بعد از قرنی میگه چرا این همه وقت تلف کردی که بخوای مرتب کنی.تو که برده بودی تو خونه![]()
اتاق هم که نمیشد بهش گفت اتاق!بیشتر شبیه طویله بود!دو تا گاوم توش میذاشتیم خیلی خوب میشد
از سر ناهار سفارش دادن که شام برامون کباب بذار.کلی خانمیت به خرج دادم کباب درست کردم با گوجه و خیارشور همچین خوشگل گذاشتم کنارش با سالاد و اینا!بعد صداشون میکنم!میگن ما گرسنمون نیست!نمیخوریم!(اون شکلکه که موهای سرشو میکنه کوش؟؟)بعد دیگه کلی مامان بازی در آوردم که اگه نخورین بزرگ نمیشین و اگه بخورین این کارو میکنم میبرمتون فلان جا و اینا که دیگه اومدن نشستن!
ظهر داییم که اینا رو گذاشت میخواست بره میگفت اینا ساعت نه/نه و نیم باتریشون تموم میشه!خیالت راحت باشه!فقط من نمیدونم ساعت یک و نیم نصفه شب اینا چه جوری عین موش و گربه به همدیگه مشت و لگد نثار میکردن!من موندم!
از ساعت ۹ فکرکنم براشون انیمیشن عصر یخی رو گذاشتم میبینن!ولی نه اینکه فکر کنید من برم به کارهای خودم برسم ها!نه!باید میشستم بغلشون و صحنه به صحنه به سوال های وافری که در ذهنشون پیش می اومد جواب میدادم!بله!
پ.ن:دیروز روز خوبی بود کلی واقعا!![]()
پ.ن:بعد از اینکه ساعت یک و نیم داییم اومد دنبالشون من نشستم فوتبال کرواسی-ترکیه ببینم!بعد بازی صفر صفر تموم شد به وقت اضافه کشید!بعد از اونجایی که من به پنالتی علاقه وافری دارم بیدار موندم تا ایشالله بازی همون مساوی بشه به پنالتی بکشه!بعد در طی این وقت اضافه من هر ۵ دقیقه یه بار با صدای مزدک از خواب میپردیم!بعد دیگه کلی برنامه ریخته بودم که اگه کشید به پنالتی برم صورتمو بشورم که قشنگ پنالتی ها رو ببینم!بعد از سی دقیقه وقت اضافه تا دقیقه بیست و هشت اینا صفر صفر بود.بعد یهو همین طور که من خواب بودم با صدای مزدک پریدم!کرواسی گل زده بود!بعد منم کلی قاطی کردم خاموش کردم تلویزیون رو رفتم خوابیدم!حالا این دقیقه چند بود؟بیست و نه!یک دقیقه دیگه بازی تموم میشد!
حالا امروز صبح بلند شدم کلی با ذوق و اینا برا مهدی تعریف میکنم که آره مهدی ضد حال خوردم و کرواسی گل زد و برد و به پنالتی نکشید و این حرفا!بعد یه برنامه ای هست بازی های شب قبل رو تفسیر میکنه!صداش کردم که بیاد گل کرواسی رو بببینه!بعد هی مجری میگفت حیف شد کرواسی حذف شد!قابلیتشو داشت!حیف شد!مهدی میگه نرگس خواب بودی!ترکیه زده اشتباهی فکر کردی کرواسی زده!شک کرده بودم به خودم!بعد هی با عصبانیت میگفتم نه بابا من میدونم کرواسی زده!بابا آبی پوشیده بودن!
آخر سر معلوم شد توی دقیقه بیست و نه که بنده رفتم بخوابم ترکیه گل زده!بازی کشیده به پنالتی!ترکیه برده!یعنی توی یک دقیقه این اتفاق ها افتاده!
آی من حرص میخوردم!
آی مهدی مرده بود از خنده!
آی من اشکم داشت در میاومد!
پ.ن:این بالایی پی نوشت بود؟؟؟

Feed=http://webgozar.com&maxFeed=5 language=javascript>
