تبليغاتX
زخمی _ میثم نکویی





Powered by WebGozar

Feed=http://webgozar.com&maxFeed=5 language=javascript>
دلت تنگ است ميدانم ، قلبت

شكسته است مي دانم ، زندگي

برايت عذاب است ميدانم ، دوري

برايت سخت است ميدانم … اما

براي چند لحظه آرام بگير عزيزم …

گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي

مرا نيز باراني مي كند ، گريه

نكن كه چشمهاي من نيز به گريه

خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،

دواي درد تو گريه نيست!

+ نوشته شده توسط میثم در بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 15:14 |

در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست زیرا در با

هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق دیدار

+ نوشته شده توسط میثم در بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 14:58 |

اون لحظه کـــه تــو فکرتم، گــريه امــونم نميده

غم ميشينه رو آينه، گـريه امـــونم نميده

از روزي کـــه نديـدمت، دلتنــگ چشمــاي توام

نمي دونم چه حسيه، بي تاب دستهـــاي توام

تيـک تيــک ساعت اتاق، صــداي قلبتــو داره

گلــدون پشت پنجــره، تــو رو به يــادم مياره

ميپيچه عطر نفسهات تو هر کجاي اين خونه

از دوري و نبودنت، دلــم چـه تنهــا مي مونه

وقتي نباشي پيش مــن قلبم ترک ور ميداره!

يــواش يــواش ميشکنه و اشـک منو در مياره

اون لحظـه کـه تـــو فکرتم، گــريه امــونم نميده

تو اين روزاي بي کسي غم هميشه باهام بوده

 

+ نوشته شده توسط میثم در بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 14:53 |
گرفتاریم در وابستگی ها                          که باشد عامل دل خستگی ها

خوشا بی قید و آزادی ای دل                    که دل بستن کشد وارستگی ها

 

لالایی کن ، دل غم پرور من                     که آوردی بلاها برسر من

لالایی کن که ارزامش بگیرم                    زدستت ای دل خوش باور من

 

 

گرفتم راه صحرا را که شاید                      دل دیوانه از غم فارغ آید

ندانستم که عشق آتشینت              نمیخواهد دمی ترکم نماید

 

اگر روی «تو» می دیدم چه می شد        دگر هجرت نمی دیدم چه می شد

اگر با دست دل از باغ حسنت               هزاران خوشه می چیدم چه می شد

 

چو تیر عشق برقلب من خورد             دل پر آتشم را همرهش برد

ولی بال و پرش را چونکه بشکست      به زیر پای تو پرپر زنان مرد

+ نوشته شده توسط میثم در بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 14:46 |

مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟
روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه
اما روز پدر جوراب فروشي ها ..
مي دوني شباهشتون چيه ؟
پول هر دو از جيب بابا مي ره

 

پسر خیلی زیبا و با نمک + اس ام اس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 14:7 |

تو مسیر زندگی که سبز و زیباست
و نسیم روح بخشی که هویداست
آسمون آبی و ستاره بارون
بوی گلهای بهاری بوی آب جاری از بوم
همه میگن که محبت و صداقت
قصه و نیاز انسان توی این زندگی اینه

+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 13:23 |
سلام

امروز یه خبر داغ از کریستیانو رونالدو می خوام بنویسم. یکی دو روز پیش زدم pen tv برنامه ی کسری بود (تو این برنامه در مورد زندگی ستاره ها میگن) بعد یهو عکس رونالدو اومد با یه خانوم که ماشاالله....خوب من می دونستم با راندا ارتباط دارن ولی نه این طوری این خانوم .....راستش من نمی خوام وبم فیلترشه؟می خوام؟

 فقط بگم که رندا(دوست رونالدو)وضعیتش افتضاح...یعنی یکی باید به زور لباس تنش کنه و مدل هم هست البته مدل لباس.... عکسا رو هم نمی ذارم چون از جونم سیر نشدم (دقت کردین همش نقطه چین بوووود؟؟؟؟؟؟) --------------------------------------------------------------------------------

و طبق گفته ی کسری اون همش دنبال دخترای وحشی و ناجوره.از دخترای ساکت و اروم هم بدش میاد راستش ترجیح میدم فقط تو زمین طرفدارش باشم اینم گفتم که این هوادارش خودشونو قربونیه این دیوونه نکنم راستی از پست منظور نگیریدا!!!!!!!

+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 13:17 |

يك پنجره براي ديدن

يك پنجره براي شنيدن

يك پنجره كه مثل حلقه ي چاهي

در انتهاي خود به قلب زمين مي رسد

و باز مي شود به سوي وسعت

اين مهرباني مكرر آبي رنگ

يك پنجره كه دست هاي كوچك تنهايي را

از يخشش شبانه ي عطر ستاره هاي كريم

سرشار مي كند.

و مي شود از آن جا

خورشيد را به غربت گل هاي شمعداني

ميهمان كرد

يك پنجره براي من كافيست...

                                                            فروغ فرخزاد

 

 

+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 13:4 |

ღپیامک های قشنگღ

۱.اگرخدا تو رو به پرتگاه برد٬نترس!

یا تو رو از پشت میگیره٬

یا به تو پرواز کردن رو می اموزد

۲.گاهی انقدر غرق در آرزو هایت هستی٬

که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی!!

۳.ازم پرسید:دوستم داری؟

گفتم:آره.گفت چقدر؟گفتم:از این جا تا خدا..

اشک تو چشاش جمع شد و گفت:

مگه نگفتی که خدا از همه چیز به من و تو نزدیکتره!!؟؟

 

+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 12:56 |

خیال کردم یه عمر با من می مونه

گمون کردم واسم یه همزبونه

نگفته بود پی یه عشق دیگه است

تا تحقیر بشم و دل بسوزونه

نگفت به فکر فرصتی دوباره است

برای دل بریدن فکر چاره است

نگفت به فکر تحقیر نگامو

شکستن غروری پاره پاره است . . .

حالا به مرگ من راضی نمی شه . . .

می خواد جون بکنم واسش همیشه.. 

+ نوشته شده توسط میثم در نوزدهم تیر 1387 و ساعت 12:44 |

کریس دی برگ خواننده مشهور ایرلندی ربوده شد.

خبرها حاکی از آن است که کریس دی برگ خواننده مشهور ایرلندی توسط عبدالمالک ریگی و دوستان یا به نقلی دیگر توسط اشرار که گفته می شود از طرفداران سینه چاک عبدالمالک ریگی هستند ربوده و به مکان نامعلومی در یکی از شهرهای شمالی و یا جنوبی منتقل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در هفدهم تیر 1387 و ساعت 16:50 |
                                       بسمه تعالی

بنا به دلایلی دایی و زندایی و پدر و مادر بنده تشریف بردن مهمونی ولی دو نوگل باغ زندگیشون رو پیش بنده نهادند!

تابستونی که بخواد این جوری شروع بشه همون بهتر که شروع نشه.یعنی شما نمیدونید این دو تا چه کردن با من!مامان بازی بود دیروز!غذا بده!فیلم بذار !خودتو کنترل کن و سعی کن مهربون باشی!منچ بازی کن!خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در شانزدهم تیر 1387 و ساعت 23:4 |
من تنها ترین ستاره ی شب های بی ستاره ام
چه شبهایی که در آسمان تاریک شب سوسو زده ام
بلکه فریاد رسی یابم
مدتهاست که به انتظار نشسته ام بلکه رهگذری
روی به آسمان کند و مرا دریابد
چه روزهایی درتنهایی خویش چشم انتظار غروب خورشیدمانده ام
تا شب فرا رسد
آری
من همان ستاره ام
که تا ابد تنها خواهد ماند
من رسم محبت را آموخته ام ولی محبت ندیده ام
این ستاره تا ابد تنها خواهد ماند........
+ نوشته شده توسط میثم در شانزدهم تیر 1387 و ساعت 22:41 |

اينم چند تا عكس

+ نوشته شده توسط میثم در شانزدهم تیر 1387 و ساعت 19:55 |
شیشه ای می شکند ...

یک نفر می پرسد که چرا زود شکست؟

مادرم میگوید شاید این دفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد...

باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد

شیشه ی پنجره را زود شکست...

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست

عابری خنده کنان می آمد

تکه ای از آن را بر می داشت

مرهمی بر دل تنگم می شد....

ولی امشب دیدم هیچ کس هیچ نگفت

غصه ام را نشنید

از خودم پرسیدم ارزش قلب من از شیشه پنجره هم پستر است؟؟

دل من سخت شکست

هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟؟.......

+ نوشته شده توسط میثم در شانزدهم تیر 1387 و ساعت 18:10 |
نكاتي ظريف و دقيق براي خوش تيپ بودنخوش تيپي
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 17:56 |
*۲۲ترفند یاهو مسنجر*بخوانیدویادبگیرید

+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 17:32 |
اس ام اس های حالگیری، فوتبالی، عاشقانه و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 14:10 |




 به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آیدو.... روز خواستگاري چي بپرسيم؟

خواستگاري چي بگيم؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 14:4 |
  1. ارزش زیادی برای امروزتان قائل باشید .
  2. امروز لبخند بزنید و به هر کس که می بینید صبح بخیر بگویید .
  3. امروز در مورد خودتان و قابلیت هایتان احساس خوبی داشته باشید .
  4. در مورد امروز خوش بین باشید . خودتان را در اینه ببینید و حداقل 10 ویژگی و خصیصه خوبتان را بیاد اورید که در بهتر کردن امروزتان بسیار موثر است .
  5. بر روی کارهای امروزتان متمرکز شوید و سعی کنید در اسرع وقت و به سرعت انها را انجام دهید .
  6. به اینکه امروز هر مشکلی که پیش اید حل خواهید کرد معتقد باشید .
  7. فراموش نکنید که : اگر امروز نمی خواهد به شما لبخند بزند پس باید کاری کنید که قهقهه بزند .
  8. زمزمه کردن اهنگ های دلنشین و مثبت را فراموش نکنید .
  9. صبحانه را با اشتها بخورید که شما را در طول روز سلامت و سرحال نگاه می دارد .
  10. امروز را با کمی نرمش شروع کنید که با نرمش موادِی در مغز ازاد می شود که احساس بهتری به شما خواهند داد .
+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:8 |
تقديم به بهترين عشقم
+ نوشته شده توسط میثم در چهاردهم تیر 1387 و ساعت 12:47 |

بهار عشق

بی تو حتی باد یاسم را گرفت

                                           از دو چشمت انعکاسم را گرفت

حیف شد در لحظه کوچیدنت    

                                         بغض راه التماسم را گرفت

پرده های اشک بعد از رفتنت

                                        چشمهای ناسپاسم را گرفت

یاد انروز که گندم بود وعشق

                                        خنده هایت چشمهایم را گرفت

  دشت خلوت بود و ان لبخند تو

                                        لحظه های پر هراسم را گرفت

لیک در ان دشت رویا دشت عشق

                                       بی تو حتی باد یاسم را گرفت

+ نوشته شده توسط میثم در سیزدهم تیر 1387 و ساعت 14:12 |

عشق من او، عشق او شاید من

رفتم ،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم ، که داغ بوسه حسرت ترا با اشک دیده ز لب شستشو دهم رفتم که نا تمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم رفتم مگو ،مگو ،که چرا رفت ،ننگ بود عشق من ونیاز تو و سوز ساز ما از پرده خموشی وظلمت ،چو نور صبح بیرون فتاده بود به یکباره راز ما رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی رفتم ،که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم ز کشمکش جنگ زندگی من از دو چشم روشن و گریان گریختم از خنده های وحشی طوفان گریختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گریختم ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله آتش ز من نگیر می خواستم که شعله شوم سر کشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش در دامن سکوت به تلخی گریستم نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها دیدم که لایق تو عشق تو نیستم

+ نوشته شده توسط میثم در سیزدهم تیر 1387 و ساعت 14:1 |

دل نوشته ی 1

در پریشانی دنیای پریشاندل عشق

همره درد و جنون

یاد او مانده برای من و یک قطره سرشک

آه ای قطره سرشک !

واپسین خاطره ی عشق من ناکس پست...

که دگر جز تو مرا یاری و غمخواری نیست

دل بیچاره که از پای در افتاد شکست !

بس که در آتش حرمان جگر سوز گریست...

+ نوشته شده توسط میثم در سیزدهم تیر 1387 و ساعت 13:45 |
usic/Alamatesoal.mid" loop="-1">

Code=872211&t=counter">
.WFeedTitle{font-family:tahoma;font-size:8pt;color:#003399;text-decoration:none;font-weight:600}.WFeedTitle:hover{color:#ff4400;} .WFeed{font-family:tahoma;font-size:9pt;color:#003399;text-decoration:none;}.WFeed:hover{color:#ff4400;}